تبليغاتX
اوج
پاك­سازي‌كوهستان

فراخوان برگزاري برنامه به مناسبت روز پاك­سازي‌كوهستان در روزهاي پنج‌شنبه و جمعه، دوم و سوم مهرماه 1388

 با سلام و احترام

 همان‌گونه که اطلاع داريد، چند سال است در هفته اول مهرماه، جامعه کوه‌نوردی کشور با هدف يادآوري اهميت محيط‌كوهستان و پاك­سازي آن،  روزي را با عنوان روز پاك­سازي كوهستان گرامي مي‌دارد.

 با توجه به اينکه هم‌اکنون انباشت زباله، معدن‌کاوی، چرای دام، جاده سازی، شکار، گردشگری و حتی کوه‌نوردی غيرمسئولانه، محيط‌هاي كوهستاني كشور را به‌شدت تهديد و تخريب می‌کند، شايسته است که جامعه کوه‌نوردی در حفاظت محيط‌كوهستان و جلوگيری از تخريب و آلودگی آن نيز فعاليت داشته باشد.

پيشنهاد می‌شود:

1-       در برنامه‌هاي كوه‌نوردي منتهي به دوم و سوم مهرماه1388، بخشی از زباله‌های رها شده را جمع‌آوری و به پايين حمل کنيد و گزارش و عکس‌های اين برنامه‌ها را برای انعکاس به هيئت کوه‌نوردی و صعودهای ورزشی استان تهران ارسال کنيد.

2-       در مسير صعود خود، با کوه‌نوردان و مردم درباره‌ی ضرورت حفظ پوشش گياهی و خودداری از ريختن زباله صحبت کنيد و از آنان براي مشاركت در پاك­سازي دعوت كنيد.

3-       از فعاليت‌هاي مخرب محيط‌هاي كوهستاني گزارش تهيه و براي انعكاس آنها در رسانه‌ها و اطلاع‌رساني به سازمان‌هاي مسئول اقدام كنيد.

به همين مناسبت، هيات كوه‌نوردي و صعودهاي ورزشي استان تهران با مشاركت چند سازمان كوه‌نوردي در كوه‌هاي شمال تهران، برنامه‌ای را با محوريت اطلاع‌رسانی و فرهنگ‌سازی در زمينه‌ی لزوم حفظ محيط‌های کوهستانی و بازگرداندن پسماندها با استقرار ايستگاه‌هايي در مبادي و ميانه مسيرهاي اصلي برگزار مي‌كند.

کاوه کاشفی

رئيس هيئت کوه‌نوردی و صعودهای ورزشی

استان تهران

 

پی­نوشت:

1 . انجمن کوه­نوردی دانشجویان دانشگاه تهران نیز به عنوان عضو کوچکی از جامعه ی کوه­نوردی کشور در روز جمعه سوم مهر در میدان سربند اقدام به برپایی یکی از ایستگاه­های مذکور خواهد کرد. 

2. هم­چنین در این روز برنامه ی پاک­سازی منطقه ی بند یخچال با مشارکت کوه­نوردان و سنگ­نوردان اجرا خواهد شد.

 

 

2 نوشته شده در  دوشنبه سی ام شهریور 1388ساعت 9:1  توسط "کمیته تبلیغات"  | 

عکسهای علم کوه_4

"پایان"

 

 

 

 

عکسها : یوسف

 

2 نوشته شده در  یکشنبه بیست و دوم شهریور 1388ساعت 16:6  توسط "کمیته تبلیغات"  | 

یخچال سبلان
صعود یخچال سبلان در هفته ی سوم مهرماه (۱۷و۱۶و۱۵ مهر).

  • این برنامه جایگزین سبلان شهریور ماه است که به دلیل امتحانات کنسل شده بود.
  • برنامه شامل دو بخش آموزشی وصعود یخچال زیر نظر مربی می باشد.
  • مهلت ثبت نام تا تاریخ ۲۶/۶/۸۸ (شماره ی تماس(حسین ساعدی):۰۹۱۲۵۸۵۶۳۷۹)

 

2 نوشته شده در  سه شنبه هفدهم شهریور 1388ساعت 13:8  توسط "کمیته تبلیغات"  | 

یادآوری
با سلام :

یادآوری می شود که جلسات و برنا مه ها ی انجمن به دلیل امتحانات تا اول مهر ما تعطیل می با شد.

 

 

2 نوشته شده در  سه شنبه هفدهم شهریور 1388ساعت 13:7  توسط "کمیته تبلیغات"  | 

عکسهای علم کوه_3
 

 

 

 

 

 

 

 

 

عکسها از : مجتبی کیانی

 

2 نوشته شده در  سه شنبه هفدهم شهریور 1388ساعت 9:0  توسط "کمیته تبلیغات"  | 

دعوت به همکاری
خدایا چنان کن سرانجام کار        که تو خوشنود باشی و ما رستگار

  *علی نکوئیان مسئول تبلیغات : با عرض سلام و آرزوی قبولی طاعات.

  *در تقویم نیم سال دوم سال 88,برای نصب به موقع و منظم تبلیغات در دانشکده های دانشگاه تهران نیاز به یک تقسیم کار بین تعدادی از دوستانمون به صورت زیر داریم:

   *قدم اول اینه که هر کسی که میخواد همکاری بکنه اون دانشکده های را که برای نصب تبلیغات به عهده میگیره با تماسی که می گیره یا در جلسات هفتگی انجمن(هرچه زودتر بهتر) به من خبر بده.

   *قدم دوم هم کافیه هر هفته تبلیغاتی را که به دستتون می رسه در زمانی که مشخص شده در محل نصب تبلیغات دانشکده های که به عهده گرفتین نصب کنید.

   *تبلیغات در دانشکده های زیر نصب می شوند؛

  *اگر جایی را برای نصب تبلیغات از قلم انداخته ام(جا افتادگی زیاد داره) بگید اضافه بکنم.

    *پیشاپیش از کسانی که با همکاریشون راه برامون هموار میکنن تشکر میکنم.                                      

             *شماره تماس: 09126798763

]-->فیزیک

]-->ژئو فیزیک

]-->خوابگاه دختران

]-->خوابگاه پسران

]-->کارآفرینی

]-->زبان ها

]-->تربیت بدنی

]-->فنی بالا

]-->روانشناسی

]-->مدیریت

]-->علوم اجتماعی

]-->اقتصاد

]-->فنی پائین

]-->داروسازی

]-->پزشکی

]-->دندان پزشکی

]-->پردیس علوم

]-->هنرها

]-->علوم سیاسی

]-->ادبیات

]-->دامپزشکی

]-->کشاورزی

]-->جغرافیا

]-->الهیات

]-->محیط زیست

 

2 نوشته شده در  یکشنبه پانزدهم شهریور 1388ساعت 12:7  توسط "کمیته تبلیغات"  | 

گزارش برنامه خط الراس دنا

سرپرست برنامه :مجتبی کیانی

اعضای برنامه:

آرش نقافی-امیر فراهانی-داوود کریمی-جمشید محمدی

زمان برنامه:

در روز    چهارشنبه 10/4/1388  با یک دستگاه اتوبوس از محل درب دانشکده فنی امیر آباد  در ساعت18:00 سوار شدیم و به سمت اصفهان-شهرضا-سمیرم-سی سخت استان کهکیلویه و بویر احمد براه افتادیم.ساعت 24:00 اصفهان  در ساعت 3:00  سمیرم و در ساعت 7:00صبح سی سخت بودیم.

ساعت 8:00به سمت گردنه میشی براه افتادیم و در ساعت 8:20ابتدای کوه پیاده شدیم و پس از 15 دقیقه صبحانه را صرف کردیم.

از این نقطه از تیم اصلی جدا شدیم تا با سرعت بیشتری به مسیر ادامه بدیم.

شیب تقریبا زیاد بود و در زیر چشمه بیشتر شد.در ساعت 10:00به چشمه سی چانی رسیدیم.آب چشمه کم و گل آلود بود.حدود نیم ساعت برای برداشتن آب زمان گذاشتیم چون با بی توجهی یکی از بچه ها آب بیشتر گل آلود شد .

از شیب بعد از چشمه که بالا اومدیم به سمت راست ارتفاع گرفتیم.شیب واقعا زیاد شد .چهار هزاری داشت خودشو نشون می داد.امیر و آرش عقبتر از تیم می اومدند تا ایکه بالاخره به گردنه بین حوض دال و سی چانی رسیدیم.

من،داوود و جمشید کوله هامونو گذاشتیمو رفتیم به سمت سی چانی و بعد از ده دقیقه در ساعت 13:00سی چانی روصعود کردیم.امیر و آرش هم به گردنه رسیدند و بعد از اینکه ما برگشتیم با همدیگه ناهار خوردیم.از اینجا ها کلا جان پناه حوض دال دیده میشه و به دره بزکش و یال یابو سقط شده اشراف کمی و جود داره.

بعد از ناهار به سمت حوض دال راه افتادیم در یک شیب متوسط که یک   تکه کوچک دست به سنگ راحت داره در طول مسیر امیر و آرش همچنان آروم می اومدند  و خودمم هم یه مقداری سر درد داشتم.خیلی زود ارتفاع گرفته بودیم.در ساعت 16:00قله حوض دال رو صعود کردیم و بعد از چند تا عکس و صحبت کردن با حسین (سر پرست تیم حوض دال و بیژن 1) به سمت بیژن 1 براه افتادیم.نکته جالب اینکه اکثر نقاط مسیر موبایل آنتن داره.

آرش و امیر قرار شد بیژن 1 رو نیان و از زیر قلل کرسومی غربی و شرقی و بیژن 1 تراورس کنن که یک پاکوب خوب هم داشت.من و جمشید و داوود به سمت قله رفتیم از روی کرسومی غربی و شرقی که در حد دوتا برجستگی وسط مسیر بودن رد شدیم و به زیر قله بیژن 1 که رسیدیم  از یک شیب خیلی سنگین بالا کشیدیم و مابقی مسیر شیب چندانی نداشت.حدد 45 دقیقه تا قله طول کشید و اواخر عصر در ساعت 18:00 قله صعود شد.یک پاکوب عالی برای پایین آمدن داشتیم که در عرض 5 دقیقه از قله به امیر و آرش رسیدیم.طبق برنامه باید به زیر قله بیژن 2 می رفتیم که آرش  وضع چندان خوبی نداشت و به سختی می اومد که بعد از 10 دقیقه یه جای صاف پیدا کردیم و چادر زدیم و رسیدن به بیژن 2 منتفی شد.

شب کاملا گرمی داشتیم و در طول خواب شب حال همه بچه ها  خوب شد و فردا تقریبا کسی مشکلی نداشت .ولی من همون شب از امیر و آرش خواسته بودم که مسیرو برگردن و به بچه های تیم دوم  برسن و با اون تیم باشن.صبح سه نفری ساعت 6:00 به سمت بیژن 2 رفتیم .با محاسباتمون زمان کم داشتیم و به همین دلیل متاسفانه بیژن 2 رو صعود نکردیم و ساعت 6:30 از زیر این قله تراورس کردیم  و به سمت بیژن 3 رفتیم.زیر بیژن 2 اون تراورس سنگین شروع شد.همون تراورسی که امیر باستانی کلی از ابهتش برام گفته بود و ما برای اون تیکه کرامپون و کلنگ آورده بودیم.یه تیکه برف یخ زده بزرگ جلومون در اومد که در حد 10 متر تراورس باید می کردیم.با ابتکار جمشید از بالای اون داشتیم رد می شدیم که داوود احساس کرد آمادگی لازم برا این تکه رو نداره و اجازه گرفت که بر گرده که من چونکه چیزی از امیر و آرش فاصله نداشتیم و اول تراورس بودیم مخالفتی نکردم.شیب زیاد ،زیر پا مخلوطی از شن و یخ بود و حرکت زمان می برد.من مطمئن بودم که در کمترین حالت یخ زدگی تراورس ما تو منطقه بودیم.با این حال خیلی حرکت زمان می برد .تا چشمه خرسی که وسط تراورس بود نیم ساعتی زمان برد و بطری هامونو تو چشمه پر کردیم.دبی آب چشمه نسبت به چشمه سیچانی خیلی بالاتر بود و خیلی سرد .از زیر قزل قله هم رد شدیم تکه دوم تراورس کاملا ساده بود و در عرض نیم ساعت ما اول تپه فسیلی توی محلی به اسم فرودگاه بودیم.قزل قله واقعا خطرناک به نظر می رسید و طبق نظر امیر باستانی که اگه مسیروبلد نیستین صعود نکنین ما از صعودش منصرف شدیم.با گذر از کناره های دره های مخوف و پر باد زیر تپه فسیلی و گذر از روی قله بن رود از زیر بام دنا یا قاش مستان رد شدیم و به محوطه باز بین قله مورگل و قاش مستان رسیدیم . بعد از یه صبحانه مشتی در حدود ساعت 8:30 برای صعود قاش مستان براه افتادیم و بعد ار 45 دقیقه قله صعود شد.بعد ا چند تا عکس و تماس با تیم و اطمینان از رسیدن امیر وآرش و داوود به سمت خفر براه افتادیم.مسیر برف چال عظیمی بود که از قله تا بعد از پناهگاه خفر هم ادامه داشت و برف حاصل از بهمن های فراوان و بسیار فشرده با چاله های پله ای فراوان بود.اول میخواستم تعداد زمین خوردنامو بشمارم که طرفهای دوازده آمارش از دستم در رفت.بهترین مسیر برا پایین رفتن همین برف چاله اگر مراقب لبه های نازک که به سنگ می رسه باشیم و نقاطی که از زیرش آب جاریه.

یه نقطه که رودخانه زیر برفو دیدیم با کلی ترس و لرز رد کردیم و پس از دو ساعت تمام اسکی و معلق زدن روی یخ و برف پامون رو روی سنگ گذاشتیم و این جایی نبود جز 20 دقیقه مونده به پناهگاه خفر و در ساعت 12 به پناهگاه رسیدیم و بعد از یه استراحت 45 دقیقه ای به سمت خفر براه افتادیم و با گذر از باغهای سیب خفر در ساعت 2:45 در امامزاده دوم یعنی ابتدای ورودی خفر بودیم.باقیش میشه رفتن به سمیرم با همکارای جمشید و استراحت در سمیرم تا رسیدن تیم  با اتوبوس در ساعت 9:00 و حرکت به سمت تهران  و اتمام برنامه ساعت 7:00 صبح  در تهران.

جا داره از جمشید محمدی  به خاطر وقتی که گذاشت صمیمانه تشکر کنم.جمشید واقعا کوهنورد قوی ای هست که اغلب مواقع به انجمن کمک کرده.

از امیر باستانی  هم به خاطر مشورتی که به من داد واقعا ممنونم.

از حسین ساعدی که برنامه خودش یعنی خط الراس رو به خاطر تیم عمومی کنسل کرد تا سرپرستی اون تیم رو زمین نمونه همچنین به خاطر قرار دادن این قلل زاگرس در تقویم بعد از سالها.

2 نوشته شده در  یکشنبه پانزدهم شهریور 1388ساعت 11:42  توسط "کمیته تبلیغات"  | 

عکس های برنامه خط الراس دنا

حوض دال

بیژن1

زیر بیژن 1 با نمای شن اسکی زیر قله

2 نوشته شده در  یکشنبه پانزدهم شهریور 1388ساعت 11:41  توسط "کمیته تبلیغات"  | 

عکس های از برنامه ی اندرسم

2 نوشته شده در  شنبه چهاردهم شهریور 1388ساعت 13:12  توسط "کمیته تبلیغات"  | 

گزارش برنامه اردوی "علم کوه" (بخش دوم)

*لیست انتقادات و پیشنهادهای اعضای تیم  و مخارج برنامه و پیشنهادهای مسئول به قرار زیر می باشد*

 

زویا نیکنام: 1.جدا شدن 3 نفر از جمله سرپرست در روز اول قبل از رسیدن به علم­ چال. 2.زیاد آمدن مواد غذایی.3. عصبانی شدن سرپرست.

پاسخ سرپرست: 1. نیاز به چک کردن کمپ قبل از رسیدن تمام تیم به آن 2. ضعف تیم تدارکات در برنامه ریزی و عدم انتقال تجربه از سالیان گذشته 3. معذرت می ­خام.

مهسا مقدس: 1.چرا روز رزرو برنامه به منظور صعود تیم از مسیر سیاه­سنگها به قله علم ­کوه استفاده نشد؟2.سرپرست روز اول، تیم را در یک ساعت آخر برای رسیدن زودتر به کمپ تنها نباید می ­گذاشت.3. موقع برگشت سرعت مجتبی (جلودار) زیاد بوده است.

 

پاسخ سرپرست: 1.سرپرست روز رزرو را برای صعودهای فنی در نظر گرفته بوده نه برای تیم کوهنوردی. 2.با توجه به شرایط جوی و حضور تعداد کافی افراد با تجربه و کمی بازه زمانی جدا شدن سرپرست و دادن مسئولیت تصمیم­ گیری به مجتبی در غیابش این موضوع ایرادی نداشته. 3.دفاع از سرعت مجتبی

حسین ساعدی: 1.ضعیف بودن برنامه ­ریزی قله ­نوردی (عدم صعود تخت ­سلیمان و علم ­کوه) 2.زیاد آمدن برنج و دور ریخته شدن آن 3.به چه دلیل دختران در آوردن آب مشارکت نمی­ کردند  

پاسخ سرپرست: 1.شناور بودن برنامه قله ­نوردی به جای ضعف آن. لغو صعود تخت سلیمان به خاطر باد شدید و جایگزینی با میان سه چال و لغو علم­ کوه به خاطر خوابیدن تیم گرده در خرسان و صعود چالون و سیاه کمان به جای آن. 2.قبول این مشکل و تصمیم به انتقال این تجربه برای سرپرستان سال­ های آینده. 3. سنگینی دبه 20 لیتری و به جای آن انجام گونه ­های دیگری از امور تنها توسط آنها.

محمد صادق زارع زاده: می ­شد با برنامه ریزی دقیق ­تر در زمینه تدارکات و مواد غذایی ضمن بهینه کردن آنها، هزینه برنامه را کاهش داد.

پاسخ سرپرست: کاملا موافقم و تمام سعی خود را می ­کنم تا این تجربه برای سالیان بعد استفاده شود.

امیرحسین جامع: زیاد آمدن غذا

پاسخ سرپرست: کاملا موافقم و تمام سعی خود را می کنم تا این تجربه برای سالیان بعد استفاده شود.

علی نکوییان: 1.بهتر بود جلسه انتقاد و پیشنهاد همان روز آخر در مینی ­بوس برگزار می ­شد و نه بعد از یک هفته. 2.به بچه ­ها در جلسه اجازه داده شود انتقادات تکراری را هم بگویند. 3.غذاهای مانده نباید به حالت زباله رها می­ شدند.4.بچه­ها را نباید جریمه کرد چون تاثیر منفی می ­گذارد. 5.برنامه علم یعنی برنامه قله علم ­کوه 6. چرا بچه ­ها به سمت تخت­ سلیمان رفتند ولی میان ­سه ­چال صعود شد زیرا علی دوست داشته میان ­سه ­چال را صعود کند ولی چون تخت ­سلیمان برایش تکراری بوده در کمپ مانده بود. 7. برای شخص وی این برنامه هیچ نکته تازه ­ای نداشته است.

پاسخ سرپرست: 1. قرار بود جلسه 2 روز بعد از برنامه در انجمن برگزار شود که به خاطر پر بودن برنامه ­های آن هفته انجمن این کار میسر نشد و در همان شب به خاطر خستگی بچه ­ها و اهمیت جلسه نمی ­شد جلسه در مینی ­بوس برگزار گردد. 2.چون تعدادی روزه بودند برای طولانی نشدن جلسه از بچه خواستم از تکرار بپرهیزند وگرنه من هم مثل شما معتقدم هر انتقاد یا پیشنهاد تکراری چون دوباره تکرار می ­شود مهم و بدیع است. 3.موافقم این اشتباه را می ­پذیرم.4. موافق هستم که اگر جریمه کردن با برخورد ناشایست صورت پذیرد اشتباه می ­باشد. اما اگر در محیطی دوستانه صورت پذیرد ما هم به اشتباه های خودمان را پی می ­بریم و هم خطاهای دیگران را در آینده انجام نمی ­دهیم 5.مخالفم. حتی برنامه دماوند هم به معنای صعود قله دماوند نمی ­باشد. همه سعی تیم بر آن است که قله صعود گردد ولی چگونگی جلو رفتن برنامه بسیار تعیین کننده است و جبر بیرونی. 6. به خاطر شرایط جوی برنامه تغییر کرد. 7.متاسفم از شنیدن این مطلب.

فاطمه ترابی­پور: 1.صعود نکردن قله علم­ کوه به خاطر عدم آمادگی بچه ­ها بوده پس چرا به برنامه آورده شده­اند. 2.بچه ­های قدیمی ­تر و فنی­ تر از لحاظ اخلاق ورزشی پایین­ ترند. از جمله رفتارهای ناشایستی همچون تمسخر بی ­جا، زیرسوال بردن بچه­ های جدید و ... 3. خصومت ­های شخصی این افراد 4.عدم هماهنگ کردن مسئولین تدارکات با وی در مورد وسایل شخصی فرستاده شده با قاطر با وجود سوالات مکرر وی و در نتیجه همراه نداشتن بادگیر با خود در روز اول برنامه 5. برخورد بد سرپرست در مورد مسئله بادگیر6. موضع گیری باقی بچه ­ها در مورد نحوه صحبت وی با سرپرست7. باند تشکیل دادن بچه در طی برنامه برای برخورد با یک نفر. 8. یکی از اعضای تیم گرده با آنکه نهار خورده بود سهم نهار ایشان را نیز خورده است (طرز برخورد ناشایسته این فرد و کسانی که فنی ­ترند) 9.سرعت و نحوه برگشت به شکلی بوده است که به ایشان فشار وارد آورده و وی نگران به مخاطره افتادن سلامتی خویش در آینده می­ باشد. 10. جواب سربالای زهرا در مورد اعتراض ایشان در مورد فشار برگشت و اینکه در مقام مسئول امداد وظیفه دارند به سرپرست گوشزد کنند.11. احساس می ­کنند به ایشان توهین شده است و تشکر از علی نکوییان و سهیل بانگیان که با خوش­ رفتاری­ هایشان و همدردی با ایشان در تسکین ناراحتی وی در برنامه موثر بوده­ اند12.چرا اگر کوهنوردی  برای سلامتی می ­تواند مضرر باشد باید به آن پرداخته شود، وقتی این همه وزن و فشار و سختی را می ­بایست تحمل کرد.

پاسخ سرپرست: 1. عدم صعود علم ­کوه به علت دیر پایین رسیدن دوستان تیم گرده بوده و سرپرست با توجه به نیاز مسیر سیاه­ سنگها به حضور افراد با تجربه کافی در تیم، از صعود به قله علم ­کوه منصرف شده و به جایش برنامه جایگزین یعنی چالون و سیاه­ کمان را اجرا کرده است. 11،10،7،6،3،2. به اعتقاد من مشکل اصلی در عدم درک زبان یکدیگر می ­باشد. نبود زبان مشترک باعث می­ شود که رفتارهای روتین بچه ­های قدیمی­ تر به نظر شما توهین و تمسخر بیاید و متقابلا بعضی از رفتارهای شما برای آنها عجیب به نظر بیاید. برای برطرف شدن این امر تنها نکته آن است که می ­بایست از موضع­ گیری پرهیز کنیم و در مقابل با تلاش بیشتر در ترجمه گفتار و کردارمان برای دیگری فهم مشترکی به وجود بیاوریم. به اعتقاد من در این محیط کسی به دنبال خصومت ­ورزی، دشمنی و تمسخر و توهین نمی ­باشد و اینها را بیشتر ناشی از سو برداشت می­ دانم که نیاز به تلاش دوطرفه در حل آن داریم. 4.اگر سوالی در مورد بادگیر شده و مسئول تدارکات (مجتبی) کوتاهی کرده است قصور از وی و سرپرست بوده است. در ضمن تا حدودی به تجربه افراد بعد از صعود به قلل خلنو، دنا، آزادکوه، دماوند و خش ­چال اتکا شده بود و اینکه پیش فرض بر آن بوده که افراد ضرورت بادگیر را درک کرده­اند. 5. عذر می­ خواهم، سرپرست (اشکان) می­ بایست همواره بهترین برخورد را داشته باشد که اگر کوتاهی کرده است معذرت می ­خواهد. 8.به نظر من اگر کسی چنین رفتاری کرده می ­بایست از انجمن محروم شود (قابل توجه شورا) 9. سرعت برگشت مناسب بوده و تنها در مسیر علم­چال به سرچال استراحت داده نشده است که دلیلش نامناسب بودن این مسیر است و من ترجیح می ­دادم با کمی فشار آوردن به تیم در عوض با استراحتی مفصل در سرچال از خجالت آنها در بیایم. در ضمن به اعتقاد من وی می ­بایست کمی در تقویت قوای جسمانی خود کوشا باشد. 12. چرایی این موضوع امری شخصی است که جا دارد هرکس به آن بپردازد.

مجتبی کیانی: 1.اعتراض به سهیل و حسین ساعدی در مورد چال نکردن کامل یخچال مواد غذایی در زیر برف2. نوع مدیریت سرپرست اشتباه است زیرا وی مسئولیت ­ها را به کادر خود سپرده و رفته .3.نیامدن وی در جلسات تدارکات (حتی یک جلسه) 4.احساس وی در مورد زیاد کار کشیده شدن از وی و حسین ساعدی در قبل از برنامه 5. نباید حسین زمانیان روی گردنه می­ ایستاد تا از تیم گرده استقبال کند و شربت و شیرینی به آنها بدهد. هر تیم می بایست مستقل باشد. 6. با جریمه کردن موافق است (در برابر علی نکوییان) 7.زهرا در برنامه مسئولیت ­ها را ضربتی تقسیم می­ کرده است.

پاسخ سرپرست: 1. سهیل و حسین اشتباه کرده ­اند. 2 من کارها را به کسانی سپرده ام که خود آنها تجربه کافی در این زمینه را داشته ­اند و آنها، خود راس هرم ­هایی در تقسیم وظیفه شده­ اند. کاری که به نحو مطلوب انجام شده و به گفته خود مجتبی همه در انجام کارها سهیم بوده­ اند. سرپرست تنها وظیفه خود می ­دانست که با این رئوس هرم مرتب تماس داشته باشد و امور را با آنها چک و تیک کند. کاری که بارها انجام شد. حسن این کار باز شدن ذهن من برای پرداختن به کارهایی چون تصمیم­ گیری در مورد تیم دیواره، گرده و صعود قلل و اموری همچون صحبت و گشتن به دنبال مربی و پرداختن به سناریوهای مختلف برنامه می ­باشد .کارهایی که همگی انجام شدند. 3. موافقم بهتر بود حداقل در یک جلسه باشم.4. این احساس اگر در شما به وجود آمده به علت عدم توانایی شما در پخش موزون مسئولیت ­ها بوده است. 5. دلیل اصلی صبر کردن وی شربت و شیرینی نبوده بلکه دادن کلنگ و تبر یخ به اعضای تیم گرده بوده تا وقتی با اسپرتکس از گردنه و یخچال پایین می­ آیند صدمه­ ای نبینند. البته استقلال کامل هر تیم را می ­پذیرم و ایده­ آل می ­دانم ولی آنجا که ایده ­آل ­ها در دسترس نیستند کمکی خارجی برای پرهیز از صدمات احتمالی را لازم می ­بینم.

شایان ذکر است که  زهرا صفاریان، شیما فکار و سهیل بانگیان نیز در جلسه حضور داشتند و متاسفانه سیما قشلاقی،مرضیه محمدی، نرگس آران، حسین زمانیان و محمود عدالت­منش در جلسه حضور نداشتند.

مخارج برنامه علم­ کوه 1388:

1- ماکارونی:4 بسته:3600*2- کمپوت آناناس: 3kg: 9000*3- نان تافتون: 80عدد: 2600*4- لپه: 5/0kg: 1000 *5- کبریت: 1 بسته: 300 *6- پودر شربت: 1عدد: 4900 *7- مایع ظرفشویی: 1عدد: 1000 *8- کپسول گاز: 1عدد: 2000 *9- فلفل: 1 بسته: 1600 *10- برنج: 20kg: 42800 *11- کیسه زباله و فریزر: 1 بسته: 1000 *12- ذغال: 3بسته: 3600 *13- مرغ: 5/5kg: 19150 *14- گونی: 20 عدد: 8000  *15- خامه: 10 عدد: 7000 *16- ژله: 3بسته: 1500 *17- نسکافه: 10 عدد *18- سبزی: 3kg: 1700 *19- آبلیمو باز: 5/1لیتر: 4000 *20- بادمجان: 3kg: 1500 *21- سیب و پرتقال: 18 عدد هرکدام: 14000 *22- مربای هویج: 2kg: 1500 *23- دستکش: 2 عدد: 2000 *24- لوبیا: 1بسته: 2000 *25- روغن: 2kg: 1700 *26- سفره یکبار مصرف: 1بسته: 800 *27- هات چاکلت: 15عدد *28- رب(بزرگ و کوچک): هرکدام 1 عدد: 2500 *29- دستمال بزرگ: 1رول: 2000 *30- چای: 1بسته: 4500 *31- سیخ کباب: 8 عدد: 3200 *32- گوشت گوساله: 3kg: 30000 *33- پنیر روزانه: 4عدد: 8800 *34- باتری: 8800 *35- خیار سالادی: 3kg: 2400 *36- صبحانه (تخم مرغ،پنیر) و نان): 7800 *37- کلم: 2kg: 1000 *38- عسل: 1kg: 12000 *39- سیر: 250gr *40- دبه 20 لیتری: 2عدد: 8000 *41- گوجه فرنگی: 4kg: 1700 *42- جوجه کباب: 4kg: 33000 *43- چیپس: 2 بسته: 4000 *44- گوشت چرخ کرده: 5kg: 25000 *45- کره: 4عدد: 2000 *46- سیب زمینی: 7kg: 3500 *47- ماست: 6kg: 14000 *48- پیاز: 5kg: 3000

جمع: 315000

سایر مخارج:

1- مینی بوس رفت و برگشت : 380000

2- اقامت شب در رودبارک: 46500

3- نیسان 4 مسیر: 60000

4- قاطر 6 عدد: 420000

5- آشپزخانه رودبارک: 8500

جمع: 915000

جمع کل مخارج عبارت است از 1230000تومان که 1020000 تومان آن دریافتی از اعضا تیم به قرار نفری 60000 تومان و 210000 تومان آن کمک هزینه از طرف انجمن بوده است.

آنچه اضافه آمد:

1- برنج: 11kg *2- پیاز: 3 kg*3- مربا: 1 kg *4- سیر *5- عسل: 1 kg *6-خامه: 3عدد *7- سفره *8- چای: 2/1بسته *9- دستمال: 1رول *10- نبات: 1 kg *11- ذغال: 1بسته *12- گونی: 8عدد *13- پنیر: 2بسته *14: چیپس: 1بسته *15- نان: 2بسته *16- مایع ظرفشویی: 2/1 ظرف *17- سیب زمینی: 5 kg

کمبودهای برنامه علم ­کوه به توصیه مسئول کمپ:

1- نسکافه و هات­چاکلت یک عدد به ازای هر نفر

2-  ملاقه یک عدد و کفگیر یک عدد اضافه

3- یک کمپوت 3kg  و10 عدد کمپوت کوچک

4- سس سالاد و سس فرانسوی

5- آبمیوه سن­ایچ (دبه کوچک)

6- دو بسته خرما

7- شعله پخش­کن

8- دربازکن

9- سیم ظرفشویی

پیشنهادهای مسئول کمپ:

1- سیب­زمینی و پیاز هر کدام 2kg کافی است.

2- نبات 2 بسته کافی است.

3- دو عدد پنیر روزانه بزرگ کافی است.

4- روزی 2 عدد خامه برای صبحانه کافی است.

5- 1kg مربای خانگی کافی است.

6- ماست به دلیل سختی حمل آن، اصلا پیشنهاد جالبی برای علم کوه نیست.

7- عسل 1kg کافی است. (علت زیاد آمدن عسل در این برنامه استفاده از عسل غنیمت است.)

8- مایع ظرفشویی کوچک (خاکستر) برای برنامه کافی است.

9- خیار و گوجه هر کدام 5kg با توجه به حجم زیاد سالاد کافی است.

10- سه بسته ماکارونی برای 17 نفر کافی است.

11- فلفل دلمه برای سالاد بسیار مناسب است.

12- چیپس بزرگ 1 بسته کافی است.

13-حتما برای این برنامه 2 دستکش ظرفشویی الزامی است.

14- برای هر روز برنامه 1 کره (100gr) باید در نظر گرفته شود.

در با توجه به تجربه­های برنامه از مسئول کمپ خانم زهرای صفاریان خواهش شد که برنامه غذایی جدیدی بنویسند که ایشان زحمت کشیده و در دو آلترناتیو به شرح زیر این برنامه را ارائه دادند:

برنامه غذایی پیشنهادی برای اردوی علم کوه                       

تعداد اعضای در نظر گرفته شده :17 نفر

تعداد روزهای برنامه: 7 شب و 8 روز

تعداد روزهای حضور در علم چال : 5 شب و 6 روز

شب اول ( اقامت در رودبارک) : شام شخصی

روز اول (رودبارک/ به سوی علم چال):

 وعده صبحانه: تخم مرغ، پنیر( هر نفر 1 عدد تخم مرغ)

وعده نهار: شخصی

وعده شام: سوپ

روزدوم (در منطقه علم چال):

وعده صبحانه: خامه، کره، پنیر، مربا، عسل( 2عدد خامه، 1عدد کره، نصف پنیر روزانه برای هر وعده کافی است)

وعده نهار: قرمه سبزی و برنج( برای 17 نفر 10-11 پیمانه کافی است)

وعده شام: کوکوی سبزی و نان

روز سوم

وعده صبحانه: مانند روز قبل

وعده نهار: قیمه و برنج

وعده شام: کوکوی مرغ و نان

روز چهارم

وعده صبحانه: مانند روز قبل

وعده نهار: ما کارونی (3بسته ماکارونی و 2 کیلو گوشت)

وعده شام: عدس پلو

روز پنجم

وعده صبحانه: مانند روز قبل

وعده نهار: سبزی پلو با مرغ

وعده شام: جوجه کباب ونان

روز ششم

وعده صبحانه: مانند روز قبل

وعده نهار استانبولی

وعده شام: -

برنامه غذایی پیشنهادی برای اردوی علم کوه ( با در نظر گرفتن گرده)

فرض بر این است که روز سوم حضور در منطقه روز صعود به گرده است و شب همان روز اعضا به کمپ بر می گردند :

روز اول (رودبارک/ به سوی علم چال):

 وعده صبحانه: تخم مرغ، پنیر( هر نفر 1 عدد تخم مرغ)

وعده نهار: شخصی

وعده شام: سوپ

روزدوم (در منطقه علم چال):

وعده صبحانه: خامه، کره، پنیر، مربا، عسل( 2عدد خامه، 1عدد کره، نصف پنیر روزانه برای هر وعده کافی است)

وعده نهار: قرمه سبزی و برنج( برای 17 نفر 10-11 پیمانه کافی است)

وعده شام: کوکوی سبزی و نان

روز سوم

وعده صبحانه: مانند روز قبل

وعده نهار: -

وعده شام: سبزی پلو با مرغ و سوپ

روز چهارم

وعده صبحانه: مانند روز قبل

وعده نهار: ما کارونی

وعده شام: کوکوی سبزی و نان

روز پنجم

وعده صبحانه: مانند روز قبل

وعده نهار: قیمه و برنج

وعده شام: جوجه کباب ونان

روز ششم

وعده صبحانه: مانند روز قبل

وعده نهار استانبولی

وعده شام: -

پیشنهادات:

غذاها تا حد امکان باید کم روغن پخته شود.

هر روز حداقل یک وعده غذایی باید همراه با سالاد باشد

همه­ی وعده های غذایی باید همراه با شربت باشد.

شب صعود به گرده حتما باید وعده ی سوپ در برنامه غذایی قرار بگیرد.

در غذاها برای افزایش اشتها باید از ادویجات مختلف استفاده کرد.

چای-دارچین هم برای وعده صبحانه و هم برای رفع خستگی اعضای گرده بسیار مناسب است.

2 نوشته شده در  جمعه سیزدهم شهریور 1388ساعت 18:2  توسط "کمیته تبلیغات"  | 

گزارش برنامه اردوی "علم کوه" (بخش اول)

بنام پیدایش کوهستان

گزارش برنامه اردوی "علم کوه"

  * منطقه اجرا : کلاردشت، رودبارک، گوسفندسرای بریر، منطقه علم کوه

  *تاریخ اجرا : 24-19/5/1388

  *اهداف برنامه : صعود قله علم کوه از مسیر گرده آلمانها و سیاه سنگها، صعود قلل تخت سلیمان، میان سه چال، چالون و سیاه کمان

  *نفرات شرکت کننده : آقایان و خانمها

1.        اشکان رضوانی : سرپرست

2.        مجتبی کیانی : مسئول فنی

3.        علی نکوئیان : مسئول امداد

4.        زهرا صفاریان : مسئول کمپ

5.        حسین یوسف زمانیان : مستند سازی

6.        سهیل بانگیان

7.        حسین ساعدی

8.        نرگس آران

9.        سیما قشلاقی

10.     زویا نیکنام

11.     مهسا مقدس

12.     فاطمه ترابی

13.     محمود عدالت منش

14.     امیرحسین جامع

15.     شیما فکار

16.     مرضیه محمدی

17.     محمدصادق زارع زاده

 مانند سالهای گذشته اوج برنامه های تقویم شش ماهه اول انجمن، اردوی علم کوه بود.

از چند هفته پیش از برنامه، دوستان در حال پیگیری مسائل مربوط به برنامه بودند؛ تهیه تجهیزات، برآورد و تدارک مواد غذائی، هماهنگی وسیله رفت و آمد و..

جمعه قبل از برنامه همه اعضای تیم جهت هم هوایی بهتر ، شب مانی در قله توچال را داشتیم، البته اعضای تیم دیواره برای تست نهایی همراه با مربی به دیواره پل خواب رفته بودند که پس از مشورت سرپرست برنامه علم کوه (اشکان رضوانی) با مربی، برنامه دیواره لغو گردید.

1.       روز اول_ دوشنبه 19/5/1388 :

طبق هماهنگی انجام شده زمان حرکت ساعت 13:00 بود، تعداد 14نفر به همراه یک دستگاه مینی بوس به سمت قرارگاه رودبارک حرکت کردیم، حسین ساعدی و سهیل بانگیان روز قبل به همراه بارها عازم منطقه شده بودند و آقای زارع زاده هم قرار بود در قرارگاه رودبارک به ما ملحق شود.

-          مینی بوس ساعت 19:10 به قرارگاه رودبارک رسید، پس از استقرار در داخل اتاقها، ساعت 19:45 – 20:30 شام صرف شد و همچنین سرپرست در مورد برنامه حرکت فردا توضیح داد.

2.       روز دوم_سه شنبه 20/5/1388 :

-          طبق اعلام شب گذشته، اعضای تیم ساعت 4:30صبح از خواب بیدار شدند، تا ساعت 6 مشغول آماده کردن صبحانه و جمع آوری وسائل بودیم و پس از صرف صبحانه ساعت 6:30 سوار بر یک دستگاه نیسان از قرارگاه حرکت کردیم.

* هوا مه غلیظ *

ساعت6:55 از مقابل معدن قدیمی گذشتیم، در ساعت 7:05 در کنار گوسفندسرای بریر از ماشین پیاده شدیم و

بعد از کمی نرمش تیم به راه افتاد.

-          ساعت 9:00 در یک هوای مه آلود ولی دلچسب به کشتی سنگ رسیدیم، مه غلیظ منطقه به ما کمک کرد تا کمتر گرمای تابستان را احساس کنیم.

-          هوا همچنان مه آلود است که به دشت پائین پناهگاه سرچال می رسیم، دشت کاملا پوشیده از برف است و مه غلیظ اجازه دیدن پناهگها را به ما نمی دهد، جلوتر که می رویم تقریبا از 50 قدمی پناهگاه قابل تشخیص است.

-          ساعت 13:30 تیم پناهگاه سرچال رسید ، حدود یک ساعت صرف استراحت و خوردن نهار می شود و ساعت 14:20 از پناهگاه حرکت می کنیم.

-          هوا کم کم آفتابی و گرم می شود، اما با وجود گرما خوشبختانه وزش باد را داریم.

-          سه نفر از نفرات سریعتر از تیم به سمت علم چال حرکت کردیم تا برای برپا نمودن کمپ به حسین و سهیل کمک کنیم و همچنین برای تیم، چای تدرک ببینیم.

-          ما سه نفر ساعت 17:30 به کمپ رسیدیم، خوشبختانه حسین و سهیل بیشتر کارها را انجام داده بودند.

-          بقیه تیم هم  ساعت 18:30 به کمپ رسید و دوستان در چادرها مستقر شدند، با تلاش مسئول کمپ (زهرا صفاریان) و کمک دیگر دوستان، چادر آشپزخانه هم سروسامان گرفت.

-          پس از صرف شام سرپرست (اشکان) در مورد برنامه فردا توضیح داد:

·          حرکت تیم گرده به سمت گردنه شانه کوه جهت هم هوائی و آشنائی با ابتدای مسیر

·          صعود قله تخت سلیمان توسط دیگر نفرات تیم

3.       روز سوم_چهارشنبه 21/5/1388 :

زهرا از صیح زود مشغول آماده کردن وسائل صبحانه بود، ساعت 9-8:30 صبحانه صرف شد و تیم گرده ساعت 9:20 به سمت گردنه شانه کوه حرکت کرد؛ اشکان رضوانی، مجتبی کیانی، حسین ساعدی، سهیل بانگیان، محمود عدالت منش و سیما قشلاقی.


-          طبق هماهنگی انجام شده با سرپرست، ساعت 10:20 تیم تخت سلیمان به راه افتاد؛ حسین یوسف زمانیان، مهسا مقدس، زویا نیکنام، نرگس آران، مرضیه محمدی، محمدصادق زارع زاده، امیر حسین جامع، شیما فکارو فاطمه ترابی.

* هوا آفتابی و وزش باد ملایم را داریم *

- نفرات تیم گرده پس از صعود قله شانه کوه اقدام به صعود قله میان سه چال نموده و سپس به کمپ بازگشتند.

- ساعت 12:30 تیم تخت سلیمان از گردنه شانه کوه به سمت قله تخت سلیمان حرکت کرد، از همان ابتدای مسیر وزش باد نستا شدید را داشتیم که بالاخره تیم را از ادمه مسیر منصرف کرد و تصمیم گرفتیم تا قله میان سه چال را صعود نمائیم، ساعت 13:15 از گردنه شانه کوه به سمت قله میان سه چال حرکت کردیم.

- ساعت 15:00 به قله میان سه چال رسیدیم و بعد از گرفتن عکس، از مسیر شن اسکی زیر قله به سمت کمپ حرکت کردیم.

- ساعت 16:30 به کف علم چال رسیدیم و ساعت 17:00 به کمپ بازگشتیم.

4.       روز چهارم_ پنجشنبه 22/5/1388 :

صبح از ساعت 3:30 زهرا مشغول آماده کردن وسائل صبحانه بود، بعد از خوردن صبحانه، ساعت 5:15 من (حسین یوسف زمانیان) و اشکان برای بردن ابزار فنی تیم گرده بهمراه مجتبی و محمود (کرده اول) به سمت گردنه "شانه کوه" حرکت کردیم.

-          ساعت 6:40 روی گردنه شانه کوه بودیم و مجتبی و محمود ساعت 7:00 به سمت گرده آلمانها حرکت کردند.

-          کرده دوم (علی و سیما) ساعت 7:20 به سمت مسیر حرکت کردند.

*  هوا آفتابی  با وزش باد از سمت یخچال غربی و اسپیلت  *

-          با یک تاخیر نسبتا طولانی، کرده سوم (حسین و سهیل) ساعت 8:20 به گردنه شانه کوه رسیدند و ساعت 8:30 به سمت گرده حرکت کردند.

* در طول روز هر 2 ساعت یکبار از طریق بیسیم با بچه های تیم گرده در ارتباط بودیم *

-          بعد از نهار تعدادی از نفرات کمپ برای عکاسی و گشت و گذار به سمت یخچال و زیر دیواره رفتیم.

-          از طریق بیسیم متوجه شدیم که اولین نفر تیم گرده (مجتبی) ساعت 18:20 موفق به صعود مسیر شد و تا ساعت 21:00 تمامی نفرات مسیر رو صعود کردند.

-          بدلیل تاریک شدن هوا و سختی مسیر سیاه سنگها جهت برگشت و همچنین خستگی بچه ها، قرار شد بچه ها شب را در جانپناه خرسان استراحت کنند.

5.       روز پنجم_جمعه 23/5/1388 :

ساعت 8 صبح تیمی 8 نفره با هدف صعود قلل "چالون" و "سیاه کمان" از کمپ حرکت کرد.

-          بدلیل بارش های فراوان امسال، حجم برف در زیر گردنه چالون تقریبا دو برابر سال گذشته بود، اما به گونه ای نبود که برای تیم خطری ایجاد نماید با این وجود بدلیل اینکه اکثر نفرات تیم تجربه برنامه زمستانه و کار با کلنگ را نداشتند، کلیه نفرات تیم با یک طناب و تعدادی هارنس و تسمه به یکدیگر متصل شدند و افراد با تجربه تر بهمراه کلنگ در میان تیم قرار گرفتند تا با اطمینان بیشتری شیب برفی زیر گردنه را صعود نمائیم (البته این عمل بیشتر از جهت انتقال تجربه و آموزش نکات فنی به افراد کم تجربه ­تر صورت گرفت).

-          ساعت 11:00 تیم به گردنه چالون رسید و پس از کمی استراحت به سمت قله چالون حرکت کرد.

* ساعت 12:30 تیم موفق به صعود قله چالون شد و در ساعت 14:40 نیز قله سیاه کمان را صعود نمود *

* بر روی گردنه هوا صاف و آفتابی بود با وزش باد ملایم *

-          ساعت 13:30 تیم گرده به گردنه چالون رسید و پس از صرف شربت و تجدید قوا به سمت کمپ حرکت کرد.

-          ساعت 16:20 تیم سیاه کمان نیز به گردنه رسید و با همدیگر به سمت کمپ حرکت کردیم و ساعت 18:00 در کمپ بودیم.

-          تا قبل از تاریکی و با استفاده از روشنایی روز طبق گفته سرپرست تمامی ابزار فنی و تجهیزات جمع و گونی گردیدند تا از حجم کارهای روز بعد کاسته شود.

-          بمناسبت صعود بچه های گرده و همچنین صعود قلل منطقه توسط دیگر دوستان که عده ای از آنها اولین تجربه حضور در منطقه علم کوه را داشتند، جشن صعود مختصری داشتیم.

6.       روز ششم برنامه_شنبه 24/5/1388 :

پس از صرف صبحانه در ساعت 8 صبح، همگی مشغول جمع آوری کوله ها و وسائل گروهی و بسته بندی آنها شدیم که همه بچه ها صمیمانه کمک و همکاری نمودند و قبل از ساعت اعلام شده توسط سرپرست (10:30) تیم آماده حرکت بود که از این فرصت جهت عکاسی و خداحافظی با دیگر دوستان خود در منطقه علم چال استفاده کردیم.

-          طبق برنامه اعلام شده ساعت 10:30 حرکت کردیم، هوای منطقه در حال تغییر بود و آسمان علم چال پوشیده از ابرهای سیاه و سفید!

-          ساعت 12:15 در یک هوای نسبتا خنک به پناهگاه سرچال رسیدیم، یک  ساعتی را توقف داشتیم تا دوستان که در مسیر برگشت کوله های سنگین تری را حمل می کردند حسابی استراحت کنند.

-          از سرچال که حرکت کردیم کم کم با کم کردن ارتفاع غلظت مه نیز بیشتر می شد اما نه به انداز روز اول برنامه.

-          در یک هوای مه آلود و نسبتا بهاری در ساعت 16:30 به گوسفند سرای بریر رسیدیم و از آنجا با نیسان به قرارگاه رودبارک رفتیم.

-          در قرارگاه پس از استحمام و خوردن نهار مشغول جمع آوری و مرتب کردن وسائل شدیم تا حدود ساعت 21 که با مینی بوس به سمت تهران بازگشتیم.

* ساعت 3 بامداد روز یکشنبه 25/5/1388 اردوی علم کوه سال 88 انجمن در م.انقلاب تهران به پایان رسید *

در بخش بعدی گزارش انتقادات و پیشنهادهایی که به برنامه وارد شد و تمامی هزینه ­های انجام شده آورده می­شود.

2 نوشته شده در  جمعه سیزدهم شهریور 1388ساعت 18:0  توسط "کمیته تبلیغات"  | 

دره اندرسم

به نام خالق هستی

تاریخ اجرا : 27و28و29و30/5/1388

سرپرست : احمد میرزایی

مسئول فنی : رضا فتحی

مسئول امداد : فائزه فلاح

اطلاعات عمومی منطقه

 اندرس دره ایست در شمال شمال شرقی گچسر ، جنوب غربی سیاه بیشه و حاشیه غربی گردنه کندوان در جاده کرج - چالوس بر روی نقشه های معمول نشان واضحی از آن دیده نمی شود اما در نقشه های توپوگرافی یک - پنجاه هزارم ، دره گمنامی را خواهید یافت با مختصات جغرافیایی 36 درجه و 11 دقیقه و 50 ثانیه شمالی و 51 درجه و 12 دقیقه و 24 ثانیه شرقی. این دره تنها بخش آغازین راه موسوم به اندرس را در بر می گیرد و در واقع اولین دره از مجموع سه دره این مسیر است که کوهنوردان همه آنها را به نام اولین دره می خوانند.

این مسیر که از دره اندرس آغاز می شود ، پس از گدشتن از دره "اولا" و "دره چهارباغ" ، به دهکده کوچک "چهارباغ" در کیلومتر پنج جاده "دزدبند" به "دلیر" ختم می شود.روستاهای چهار باغ و دلیر و انگوران توسط یک جاده خاکی به طول تقریبی 10 کیلومتر به روستای دزدبن در کنار جاده چالوس وکمی مانده به مرزن آباد متصل می شوند.

شهرت اندرس به آبشارهای آن است در مسیر اندرس که گاه از میان جنگل و گاه از بین دیواره های بسیار بلند می گذرد آبشارهای زنجیره واری وجود دارد که مسافر اندرس راهی جز فرود یا پرش از دل آنها را ندارد.این آبشارها که تعدادشان حدود سی رشته کوچک و بزرگ است از دو تا بیست و سه متر ارتفاع دارند و با فرود از هر کدام از آنها دیگر راه بازگشتی نیست .بیشتر آبشارهای اندرس رنگ هیچ انسانی را به غیر از کوهنوردان به خود ندیده اند خصوصا وقتی قدم در دل تنگه های آن می گذاریم. تنگه های باریکی با حداقل پنج و حداکثر پانزده متر عرض که دو طرف آنها را دیواره هایی با بیش از هفتاد متر ارتفاع محاصره کرده است و پس و پیش آنها را آبشارهای بلند حراست می کنند.

وجه تسمیه اندرس به زیستگاه دیرینه خرس قهوه ای مازندران در جنگل های سیاه بیشه بازمی گردد.اندرس کلام خلاصه شده و واژه آمیخته ای است از "اندر خرس" یا دره خرس.

                                                                                                                  برگرفته از وبلاگ کلاهه

روز اول

قرار حرکت سه شنبه 27 مرداد ساعت 15 از روبروی دانشکده فنی، امیرآباد شمالی بود.تیم با 11 نفر سوار بر  مینی بوسی سفر به یاد ماندنی خود را آغاز کرد.شیوه رسیدن به منطقه : پس از عبور از تونل کندوان ( به سمت شمال ) وارد جاده آسفالتی در سمت چپ تونل که در قدیم تونل را به علت بسته بودن دور می زد شدیم. در شمالی ترین  قسمت این  جاده 15 کیلومتری، جاده  خاکی به  طول   5  کیلومتر وجود دارد که به سایت مخابرات  منتهی   می شود. پس از عبور از این جاده خاکی ساعت 20 بر خلاف عموم برنامه ها به مبدا فرود رسیدیم. ارتفاع این مکان  3000  تا  3200 متر از سطح دریاست.به منظور برپایی آتش به جمع آوری گون  مشغول شدیم و تدارک شام شب اول (به صرف جوجه) را دیدیم. تیم  چکاد  اصفهان ساعت 3 صبح به سایت رسید .

روز دوم

تیم چکاد  زودتر  از  ما   حرکت  کرد و تیم ما بعد از صرف صبحانه، بستن و آب بندی نهایی کوله ها ساعت 7:30 به سوی دره راه افتاد.

 5 ساعت  راه به سمت  شمال  غربی  در  جهت  پیدا  کردن  یال  U شکل که  کشیده  و  خاکستریست کوهپیمایی کردیم.پیدا کردن این یال از اهمیت زیادی برخوردار است، چراکه بهترین و آسان ترین مسیر دسترسی به ابتدای دره است.از آنجاییکه تیم چکاد مسیر دیگری انتخاب کرده بود، تیم ما از انها پیشی گرفت.

ساعت 13 به ابتدای دشت رسیدیم.پس از استراحتی یک ساعته و صرف ناهار به سوی واقعیتی باورنکردنی (البته برای کسانی که اولین بار در این برنامه حضور داشتند) پیش رفتیم. عبور از نیزارهای بلند همراه با صدای رودخانه زیبایی مسیر را دوچندان کرده بود.ساعت 15 به چشمه آب در وسط نیزارها رسیدیم و پس از پر کردن بطری ها به حرکت ادامه دادیم. 15:30 عبورهای پی در پی از رودخانه آغاز شد.

16:30 از اولین  آبشار  عبور کردیم. 20 دقیقه  بعد  از آبشار 1 ،سمت  راست رودخانه محل  مناسبی برای شب مانی تیم ها وجود دارد که  معروف به جای خواب کرمانشاهیها است.بعد از جمع آوری هیزم و چوب برای برپایی آتش شام شب دوم ( به صرف جوجه) خورده شد و جلسه توجیهی روز سوم برنامه توسط سرپرست برگزار شد.

 روز  سوم

7:30 از محل کمپ حرکت کردیم. تا آبشار 2 و آبشار3 ،30  دقیقه رودپیمایی و کوهپیمایی کردیم.از آبشار3 تا 4 تقریبا 2ساعت راه است.در این بین از مسیری به نام قبرستان سنگ ها عبور کردیم.این قسمت از مسیر بسیار حساس و به شدت ریزشی است و عبور از آن احتیاط زیادی می طلبد. آبشارهای 4,5,6,7,8,9,10  پشت سر هم هستند. بعد از آبشار 10 سمت  راست رودخانه خوابگاه  شب سوم قرار دارد.پس از خوردن شام(به صرف سوپ) جلسه توجیهی روز چهارم برگزار شد و خبر فنی تر شدن آبشارها از سوی سرپرست داده شد. سپس راجع به تجربیات کسب شده در ان روز صحبت شد.متاسفانه یکی از اعضا دچار آسیب در ناحیه زانو شد که با کمک کلیه اعضای تیم و تمهیدات بجای سرپرست عوارض آن به حداقل کاهش یافت. تیم چکاد به پیشنهاد سرپرست محل استراحت خود را بعد از آبشار 11 انتخاب کرد.

 

روز چهارم

بر خلاف روزهای گذشته که حرکت تیم در مه بود، روز چهارم هوا آفتابی بود و به همین علت در ابتدای روز باد می وزید.سرپرست برای جلوگیری از یخ زدن اعضا تیم حرکت را 45 دقیقه به تعویق انداخت.ساعت 8:30 از محل کمپ راه افتادیم.پس از گذشتن از آبشارهای 11,12,13,14 به آبشار 15 رسیدیم که کارگاه بسیار نا مناسبی دارد. اما با عبور تیم چکاد از آن درصد اطمینان از ایمنی آن برای تیم ما بالاتر رفته بود.قبل از آبشار 16 ، 4  متر را بایداز روی سنگی که مانند دیواری است با ابزار مناسب و به کمک طناب و سیمی که دو طرف آن را به هم وصل کرده تراورز کرد. بلافاصله بعد از آن آبشار 16 قرار گرفته است. آبشار  17  آخرین  آبشار بسیار  فنی است و آبشار با شدت بر سر نفرات فرو می ریزد.

طبق گفته سرپرست برنامه که نهمین سرپرستی اندرسم خود را تجربه می کرد حجم آب نسبت به سال های قبل بسیار بیشتر بوده به طوریکه همه  تیم  یا  باید  شنا بلد  باشند  یا 

خیلی  خوب  حمایت  شوند  ...  نفر  اول که فرود می رود  باید  بسیار  در  شنا  وارد باشد.

از آبشار آخر تا روستای چهارباغ تقریبا 2 ساعت کوهپیمایی داشتیم و بوته های تمشک در مسیر زینت بخش آن بودند. بعد از رسیدن به روستا ساعت 17، و تعویض لباس های خیس سوار مینی بوس شدیم و جلسه انتقاد پیشنهاد برگزار شد که  خبر از رضایت کامل بچه ها می داد.

کمک سرپرست : هادی جوادی

کمک سرپرست  و  عقب دار : حسین ساعدی

نفر اول فرود در تیم : علی نکوییان

با سپاس از سرپرست و همه دوستان که با یاریشان، قسمتی از بهترین خاطراتمان را  در کنار هم رقم زدیم.

 

                                                                                      گزارش از مهسا مقدس

 

 

 

 

 

 

 

 

2 نوشته شده در  چهارشنبه یازدهم شهریور 1388ساعت 11:55  توسط "کمیته تبلیغات"  | 

توچال شبانه

 سرپرست:داوود کریمی

  مبدا صعود:میدان سربند

  گزارش برنامه 

روز پنجشنبه 6/6/88 ساعت 30/3 از میدان سربند با حضور 11 نفر حرکت کردیم.برخلاف هرسال به خاطر قرار گرفتن امتحانات در شهریور تعداد کمی از بچه ها در برنامه شرکت کردند.

 

  ساعت 35/4 کمی پایین تر از آبشار پسنگ استراحت کردیم،هوا تقریبا گرم بود.تیم در فاصله های 1 ساعته استراحت داشت.ساعت 6 به کافه رجب-داوودی-رسیدیم و استراحت بسیار خوبی داشتیم . ساعت 10/7 یه پناهگاه شیرپلا رسیدیم.خیلی زود بچه ها برای آماده کردن سفره ی افطار دست به کار شدند.خوردن پنیر با فلفل سبز پیشنهاد بسیار خوبی از طرف امیر فراهانی بود.ساعت 9 تیم برای رفتن به قله آماده شد،ساعت 30/9 با 10 نفر به سمت قله حرکت کردیم.مسیر حرکت با نور تهران و ماه روشن بود و نیازی به هدلامپ نداشت.هوا خیلی خوب بود و باد خیلی کمی داشتیم.ساعت 30/11 از پایین امیری آب برداشتیم و 45/11 از امیری به سمت قله اینبار با 9 نفر حرکت کردیم.نزدیک به قله باد زیاد تر شد و برای پوشیدن بادگیر و دستکش ایستادیم.جلودار-شهاب فقاهتی- با ریتم خیلی خوبی حرکت می کرد.ساعت 35/1 به قله رسیدیم.همه به داخل پناهگاه رفتیم.بعد از 20 دقیقه برای برگشتن به سمت شیرپلا و خوردن سحری به سمت پایین حرکت کردیم.تیم خیلی خوب حرکت کرد.ساعت45/2 به امیری رسیدیم و دوباره 10 نفر شدیم.ساعت 15/4 به شیر پلا رسیدیم و سحری خوردیم.سرپرست اجازه دادندتا بچه ها استراحت کاملی داشته باشند،اما 3-2 نفر بیشتر نخوابیدند .ساعت 50/6 تیم 11 نفره ی ما به سمت پایین حرکت کردیم.ساعت 8 به کافه رجب رسیدیم،در دست به سنگ ها کمی ترافیک داشتیم.کمی پایین تر یکی از بچه ها به خاطر درد زانو خیلی آهسته تر حرکت کرد.به جز عقبدار و 2 نفر از بچه ها،تیم ساعت 10 به میدان سربند رسید.و آخرین برنامه ی تابستان 88 تقویم انجمن هم پایان یافت.

 

گزارش از زویا نیکنام

2 نوشته شده در  دوشنبه نهم شهریور 1388ساعت 13:32  توسط "کمیته تبلیغات"  | 

خبر

  با سلام به همه ی دوستان؛

     جلسات و برنامه های انجمن کوهنوری به دلیل قرار گرفتن دانشجویان در امتحاناتٍ به تعویق افتاده ی دانشگاه

   از تاریخ 8/6/88 تا 1/7/88 تعطیل و لغو میباشد.

   به امید دیدار شما در برنامه های شش ماهه ی دوم سال 88.

 

2 نوشته شده در  یکشنبه هشتم شهریور 1388ساعت 12:19  توسط "کمیته تبلیغات"  | 

عکسهای علم کوه_2

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

عکسها : یوسف

 

2 نوشته شده در  شنبه هفتم شهریور 1388ساعت 12:10  توسط "کمیته تبلیغات"  | 

عکسهای علم کوه_1
 

 

 

 

 

 

 

 

عکسها از : "یوسف"

2 نوشته شده در  سه شنبه سوم شهریور 1388ساعت 15:18  توسط "کمیته تبلیغات"  | 

توچال شبانه ویژه ی ماه رمضان

توچال شبانه ویژه ی ماه مبارک رمضان ؛حرکت ظهر پنج شنبه ۶/۶/۸۸،برگشت صبح جمعه

(به صرف افطار در شیرپلا و امکان استفاده از خوابگاه شیرپلا در صورت تمایل).

جلسه ی توجیهی و ثبت نام دو شنبه ۲/۶/۸۸ در محل تشکیل جلسات.

شماره ی تماس:۰۹۳۶۷۲۴۰۲۰۶

2 نوشته شده در  یکشنبه یکم شهریور 1388ساعت 12:23  توسط "کمیته تبلیغات"  |