تبليغاتX
اوج
گزارش برنامه دماوند قسمت دوم

دو سه باری بیدارشدیم و هر بار از اینکه هنوز برای خوابیدن زمان داریم با لذت خوابیدیم تا اینکه بابک همه رو بیدار کرد.

صبحانه ما کیک و حلواشکریه که بدون نون میخوریم.تقریبا صبحونه خوبی خوردیم و یه چای بدمزه با آب برف داشت حالمونو به هم میزد.مجید زودتر از همه آماده شد و رفت بیرون بعد من و بعد باقر.یه سر توی بارگاه رفتیم و فهمیدم ما دیشب توی اون چادر برای خودمون پادشاهی کردیم.توی اون بارگاه واقعا نمی شد نفس کشید.همه تقریبا آماده بودن.نگار اعلام کرد مجید جلودار مجتبی عقب تیم .همه صعود می کنن.باد حدود30km/h و پودر برفو به شدت توی صورتمون میزد.ساعت 6:00همه کلاه طوفان زدیم و داریم حرکت می کنیم.

دو تیم چکاد کرج و گروه تهران قبل از ما راه افتادند و ما داریم پشت سر اونا میریم ولی مدام فاصله مون با اونا داره بیشتر میشه.اصلا مهم نیست.

ساعت 7:00 استراحت 5 دقیقه ای و ادامه حرکت که ساعت 8:00 فرانک آخر تیمه و به نگار میگه که حالش بده و نیاز داره استراحت کنه.یه ارتفاع زدگی ساده است و مقداری حالت تهوع داره.اشکان و نگار بعد از یک مشورت به فرانک میگن پایین برگرده و اشکانم باهاش میاد.حسین از وسط تیم پیش ما بر میگرده و میگه به سختی نفس میکشه و هم ارتفاع هم نشده و کمر درد بدی هم داره.میگه که میخواد با فرانک برگرده.اینجا بود که فرانک که تا حالا کسی نظرش رو نپرسیده بود با برگشتن به شدت مخالفت میکنه و توجیهات اشکان و نگار که قله ارزشش رو نداره که صدمه ببینی.فرانک شدیدا اصرار میکنه که 5 دقیقه دیگه بهش اجازه صعود بدن اگه بهتر نشد بر میگرده و موافقت همه.من که کلا داشتم ناامید می شدم .بابا ما اصلا هدفمون کمک به بچه های جدید برای ثبت این افتخار بود.چرا اینقدر راحت بهشون میگیم برگردن.تازه بعدش هم به حسین و فرانک به خاطر اینکه کار هوازی کمی انجام داده بودن گیر دادم.ولی کلا مقاومت فرانک برای برنگشتن واقعا برای من تحسین برانگیز بود.مقاومتی که از 4600 شروع شده بود و تا 5671 ادامه پیدا کرد.بعد از 5 دقیقه حتی اگه حالش هم خوب نبود می گفت که خوبه و واقعا بعد از 1 ساعت بهتر هم شده بود.

تیم به آرومی به مسیرش ادامه می داد و حسین وباقر و فرانک و اشکان ومن که عقب دار بودم از جلوی تیم فاصله گرفته بودیم و با یک استراحت ساعت 10:00 تیم دوباره جمع شد.ساعت 11:00 با یک تراورس برفی به سمت چپ با آبشار یخی هم ارتفاع بودیم.اینجا بود که اشکان و مجید در یک تصمیم انفجاری به علت خستگی شدید و حالت خواب آلودگی که توی اون ارتفاع به آدم عارض میشه اعلام کردن بر می گردن.باقر خیلی آروم عقب تیم حرکت میکنه و تیم ساعت 12:30زیر سنگ مثلثی که سرپرست در یک تصمیم عجیب که بعدها خیلی جنجال درست کرد اعلام میکنه که حسین ،باقر و فرانک با یکی از بچه های گروه تهران که داره از قله برمی گرده برن پایین.پس از صحبت این سه نفر با سرپرست مبنی بر اینکه هیچ مشکلی ندارن و فاصله با جلو تیم ثابته سر پرست از نظرش بر می گرده و بعد از 15 دقیقه در ساعت 12:45 به افراد جلوی تیم می رسیم که منتظر ما زیر سنگ مثلث نشستن.تیم به راهش ادامه میده و ساعت 13:30 همه اول تپه گوگردی هستیم.من برای فیلم گرفتن جلو میرم و پس از کمی فاصله گرفتن روی شیب می شینم و از صعود تیم فیلم می گیرم.بار دوم که زیر قله از تیم جلو می افتم ودر ساعت 14:15 اولین نفری هستم که به قله می رسم.با سه تا هورای بلند حسین، امید و بهاره که پشت سر من میاند فهمیدن که من رسیدم .تا بچه ها برسن یه فیلم حماسی می گیرم و یه سری به کاسه می زنم.گوگرد خیلی شدیده و از 50 متر زیر قله بد جوری اذیت می کنه.دومین نفر امید می رسه خیلی خوشحال از اینکه اولین باریه که چوب اسکی هاش رو تا قله آورده.سومین نفر حسینه که اولین صعودش به قله صعود زمستانیشه و از بچه هایی که بهش وسیله دادن توی فیلم تشکر می کنه.بهاره چهارمین نفر که به محض رسیدن از اسپانسر های هفتگانه اش تشکر می کنه.در نهایت ساعت 14:30 کل تیم میرسن.خوشحالی و بالا و پایین پریدن فرانک دیدنیه.زهرا کاملا یکنواخت و قدرتی صعود کرد.نگار فوق العاده بود.بابک مولایی هم که کلی سرعتش رو ما کم کردیم.باقر سر از پا نمی شناسه.هادی ول شده منم که کلی از اینکه حافظه تموم شد اعصابم خورده دارم عکسهای اشکان رو حذف می کنم تا جایی برای عکس های قله و دسته جمعی داشته باشیم.یه عکس توی کاسه،یه عکس فقط دخترا و یه عکس دیگه کنار کاسه.همه آماده بر گشتن.دو بار همه فریاد زدیم زنده باد ایران و یک بار زنده باد دماوند و حالا همه داریم به سرعت ارتفاع کم می کنیم.بابک جلو میره، من عقب و به شدت بد اخلاق شدم.چون مطمئنم بچه ها به شدت خسته اند و اگه شل بجنبیم به شب می خوریم.امید زیر تپه گوگردی از ما جدا شد که برفچال سمت راستمون رو اسکی کنه.ما هم با تراورس به راست آماده فرود از حاشیه برف چال میشیم.تا بارگاه دیگه کار ما شده بود فرود سرعتی از برفچال و خیلی جاها سر خوردن .ساعت 18:00 هادی به بارگاه رسید بعد من و حسین و ساعت 18:20 همه رسیدن.تصمیم گرفته شد چون خیلی از تیم ها برگشتن چادر ها رو جمع کنیم و ما هم توی بارگاه بخوابیم.بعدا فهمیدم که چه اشتباهی کردیم .بارگاه همچنان شلوغ بود و بدتر تراز اون کثیف .تقریبا همه حالشون خوبه .مابقی قضیه شد رقابت همه ما با حسین در خوردن غذای بیشتر و ساعت 12:00 تقریبا همه خوابند.

صبح ساعت 8:00 از بارگاه می زنیم بیرون و یک عکس با تیم چکاد کرج که کلی باهاشون رفیق شده بودیم و حرکت به پایین.تراورس به راست و مجددا سر خوردن.هوا عالیه.بالای مسجد حدود ساعت 11:00 یه تیم 8 نفره اتریشی می بینیم که دارن به سبک اسکی کوهستان صعود می کنن و کلی با اونا خوش و بش می کنیم.

ساعت 11:30 مسجدیم و یک تیم 5 نفره از ترکیه می بینیم.به اسم آرارات خیلی حساسند.چون اسم ارمنیه.به ما میگن بگید آرره که اسم ترکی این قله اس .ما هم بهشون حال میدیم و می گیم آرره.ساعت 12:30 نیسان خوشکل لاریجانی رو اول دروراهی می بینیم و عملا برنامه تمومه.مابقیش میشه یه استراحت و تعویض لباس توی خونه لاریجانی چند تا عکس با خودش و خداحافظی با هاش.بد قلقی راننده که به خاطر سرویسش توی تهران که عجله داره زودتر برسه و به در خواست ما مبنی بر توقف توی مسیر برای ناهار جواب رد میده و ساعت16:30 جلوی درب کوی همه پیاده میشن.

این برنامه یکی از موفق ترین برنامه های این تقویم بود و میشه گفت همه به هدفشنون رسیدن.صعود ۱۰ نفر از دوازده نفر دونفر اولین صعودو پنج نفر اولین صعود زمستانه بام ایران.

 

2 نوشته شده در  چهارشنبه بیست و دوم اسفند 1386ساعت 11:52  توسط "کمیته تبلیغات"  | 

گزارش برنامه دماوند قسمت اول

ساعت 17:30 روبروی داشکده فیزیک امیر آباد.یه حرکت خوب برای اینکه ماشین ما تو ترافیک کارگر شمالی نمونه.18:00 کل تیم سوارمینی بوس آقای کیان از راننده هایی که زیاد باهاشون برنامه میریم شده و حرکت به سمت جاده هراز.

بعد از کلی ترافیک سنگین یکی از بچه ها (امید)تو اتوبان بابایی سوار میشه و به مسیر ادامه میدیم.

ساعت21:30 رینه ایم و به منزل آقای مصطفی لاریجانی میریم.این آقای لاریجانی واقعا آدم دوست داشتنی ایه و اینکه اغلب مارو به اسم میشناسه خیلی برامون جالبه.از بچه های دیگه هم مثل ژیلا و ناصر سراغ می گرفت.دقیقا یادشه ما کی اونجا بودیم.

غیر از ما یه تیم دیگه هم منزل آقای لاریجانی هست که برای اینکه ما راحت باشیم میرن تو اتاق پشتی.چند تا هم ماشین که مال گروههاییه که تو منطقه هستند داخل حیات پارک شده.ما تازه اونجا فهمیدیم که 25 نفر بارگاهن و با حساب ما فرداشب بارگاه حدودا 40 نفر آدم داره.

تجربه اول:حساب تیم های منطقه رو باید همیشه داشت.چون ما به تعداد چادر نبرده بودیم.به این امید که با خیال راحت تو بارگاه می خوابیم.

همه کوله هاشونو باز کردن و دارن تجهیزات گروهی رو تقسیم می کنن و در نهایت ساعت 23:00 شام و 24:00 تقریبا همه خوابیدیم.صبح ساعت 4:00 بیدار باشه.

4:00 صبح همه بیدارن و صف خرگوش در خرگوشگاه براهه.اینم برا خودش مشکلیه.

5:00 همه دارن کفش و گتر می پوشن و حرکت ساعت 5:30پشت نیسان آقای لاریجانی.

از پشت نیسان همه دارن به قله نگاه می کنن و پیچ و خم های جاده رو رد می کنیم.بعد از پیاده شدن براه می افتیم و اغلب یه بادگیر اضافه کردیم.دمای هوا حدود 5 درجه و باد اصلا نداریم.هوا کاملا صاف و به آرامی رو به روشنی میره.

6:00 حرکت.مسیر کلا برفکوبی شده و نیازی به تلاش مجدد نیست و مشکلی هم با پیدا کردن مسیر ناریم.

6:30 اغلب بادگیر هامونو در آوردیم  .7:00 یه توقف کوچیک .8:00 توقف بعدی هوا رو به گرمی داره میره و 9:00 به مسجد می رسیم.یک استراحت 10 دقیقه ای داریم و مجددا به راه می افتیم.

دیگه کاملا هوا گرم شده و بادی هم نداریم.اغلب یه لایه صعود می کنیم و کاملا زدیم به شوخی .بر نامه که گلاب بشه همینه دیگه.

اغلب هر یک ساعت استراحت می کنیم و سرعت تیم عالیه و کسی هم مشکلی نداره.

از ساعت 11:00 حدود 20km/h باد داریم و نیاز داریم لباس اضافه کنیم.یک مقداری برای اینکه مجبور نشیم از تراورسی که در سمت چپ یال داریم و برفش کوبیده نشده عبور کنیم دست به سنگهای مسیر زیاد شده بود ولی ارزشش رو داشت.امید که از اول مسیر با چوب اسکی اومده بود به خاطر وضعیت بد برف و سنگ چوب اسکیش رو جمع کرده بود و زیر بار سنگینی که می کشید غر غر می کرد.

اشکان به خاطر درد پاش یکذزه سختی می کشید و حاضر نبود بار کولش رو کم کنه.

مجید کاملا نرم جلو می رفت و واقعا جلودار مطلوب تیم بود.دو سه باری بابک جلو افتاد که باعث شد توی تیم فاصله های عجیبی بیفته.

از ساعت 13:00 به بعد مسیر داره خسته کننده میشه و سوالاتی مبنی براینکه چقدر دیگه مونده شروع میشه.میله های مسیرو می بینیم ولی دیر بهشون میرسیم.نزدیکای بارگاه حدود ساعت 15:00 باد خیلی شدیده.بابک برای بررسی وضع بارگاه ازتیم جدا میشه و تیم به سرعت ملایم خودش ادامه میر میده.

16:00 پرچم بارگاه رو می بینیم و کلی خوشحال و 16:30 به بارگاه میرسیم.کاملا خسته می فهیم که تو بارگاه جا نیست و ما فقط دوتا تخت داریم.یکی از کوهنوردای تهرانی هم که کل هم تیمی هاش بهش اصرار می کنن جاشو به ما بده و روی تخت اونا بره داره غر غر میکنه و فلسفه بافی میکنه.باید چادر زد اونم دوتا.تیم سریع دست به کار مشیه که پشت بارگاه چادر بزنه.مجتبی ،مجیدو باقر توی یه چادرند و حسین و هادی چادر بعدی.بقیه هم توی اون بارگاه کثیف و زشت می مونن .یکی حرف میزنه یکی برف آب می کنه یکی میخواد بخوابه و یکی داره غذا می خوره و....

چادر مجید سریعا خوابیدن و بقیه مشغول برف آب کردن و شام و ... میشن.

ساعت 4:30 بیدار باشه و 6:00 حرکته. بابک اعلام میکنه به بارگاه بر میگرده.هادی خیلی از اینکه نظم چادرش به هم ریخته عصبیه که نگار آرومش می کنه.ساعت 22:00 چادر مجید تازه بیدار میشن و بساط شام و ساعت 23:00 برف آب کردن و 1:00 دوباره می خوابن.حسین کمردرد بدی داره هادی و باقر سردرد دارن .از داخل بارگاه کاملا بیخبریم و میدونیم که شب سختی رو خواهند داشت.

2 نوشته شده در  سه شنبه بیست و یکم اسفند 1386ساعت 18:10  توسط "کمیته تبلیغات"  | 

آبشار سنگان گرامیداشت هفتمین سالگر تاسیس انجمن کوهنوردی دانشجویان دانشگاه تهران

جمعه 17 اسفند 1386 انجمن کوهنوردی دانشجویان دانشگاه تهران مطابق سنت هر ساله از زمان تاسیس اقدام به برگزاری برنامه صعود تا آبشار سنگان در منطقه سولقان واقع در ارتفاعات شمال غرب تهران نمود که در این برنامه 120 نفراز دانشجویان دانشگاه تهران حضور داشتند.

با این برنامه عملا تقویم شش ماهه دوم انجمن به پایان رسید و و شورا به اعضای جدید تحویل داده می شود.

به امید موفقیت برای این دوستان در سال آینده.

همچنین اما اعضای شورای 1386 وظیفه خود می دانیم به همه همکاریها و صمیمیت های شما دوستان عزیز ارج نهیم

ژیلا حقیقی-گلریز فرمانی-فائزه فلاح-زهرا صفاریان-بهاره غلامی-فرانک پیر اصغری-نگار عباسی-پرند سرخدینی ـسولماز شیخی-فرنوش رییسی-سیما فقیهی-نگار عباسی-سر کار خانم روحانیان-بابک مولایی -صدیقه قطان-رضا فتحی -بهمن اسفندیاری-امید عالمی-اردشیر منصوری-علیرضا مومنی-حسین ساعدی-داوود کریمی- امیر فراهانی-علی نکوییان-محمود عدالت منش-خسرو کیانی-آقای حبیب اللهی-آقای دکتر رجبی-حسین یوسف زمانیان-سعید پور حیدری-هاله قاسمی فرد-صادق صدر-وحید آشتیان -مجید دولت شاهی-باقرالدین حکیم-امیر شیخ باقری-هادی جوادی-مریم حسنی- و همه کسانی که حافظه من برای آوردن اسم آنها همکاری نکرد!!.

درود و سپاس بر همه شما گرامیان.

یلدا قربانی  دبیر

اشکان رضوانی مسئول فنی

مهسا مقدس  مسئول آموزش

بهمن یاری کمیته سنگ و درای تولینگ

هادی بهادری  مسئول تجهیزات

مجتبی کیانی  مسئول تبلیغات.  

2 نوشته شده در  یکشنبه نوزدهم اسفند 1386ساعت 15:28  توسط "کمیته تبلیغات"  | 

انتخابات شورای 1387 انجمن کوهنوردی دانشجویان دانشگاه تهران برگزار شد

 

روز دوشنبه 13 اسفند 1386 انتخابات شورای 1386 برگزار شد و از بین کاندیداها همنوردان زیر به عنوان اعضای اصلی انتخاب گردیدند

1-حسین ساعدی 43 رای

2- مهسا مقدس 41 رای

3-هادی بهادری 39 رای

4-فرانک پیراصغری ۳۶ رای

5 –زهرا صفاریان 3۲ رای

6-بهمن یاری ۳۱رای

7-علی نکوییان و بهاره غلامی ۲۹رای

همچنین همنوردان زیر به عنوان اعضای علل بدل شناخته شدند

8-محمود عدالت منش

9- پرند سرخ دینی  

 

همچنین طی مراسمی از اعضای شورای 1386 و کلیه همنوردانی که در هرچه بهتر برگزار شدن تقویم 1386 یاری رسانده بودند قدردانی شد.

2 نوشته شده در  یکشنبه نوزدهم اسفند 1386ساعت 15:8  توسط "کمیته تبلیغات"  | 

دماوند را صعود کردیم
 

تیم انجمن کوهنوردی دانشجویان دانشگاه تهران متشکل از

نگار فرهادی(سرپرست)

فرانک پیر اصغری

بهاره غلامی

زهرا صفاریان

حسین ساعدی

امید عالمی

بابک مولایی

مجتبی کیانی

هادی بهادری

سید باقرالدین حکیم

در روز جمعه ۱۰ اسفند ۱۳۸۶ در ساعت ۱۴:۲۵ موفق به صعود قله دماوند گردید.در ضمن دوتن از اعضای تیم یعنی مجید دولت شاهی و اشکان رضوانی در زیر سنگ مثلث اقدام به بازگشت نمودند.

گزارش کامل این صعود به زودی ارائه می گردد.

2 نوشته شده در  دوشنبه سیزدهم اسفند 1386ساعت 7:44  توسط "کمیته تبلیغات"  |