تبليغاتX
اوج
عکسهای سرکچال به برج

























2 نوشته شده در  سه شنبه سی ام بهمن 1386ساعت 18:26  توسط "کمیته تبلیغات"  | 

عکسهای کلکچال به توچال





























2 نوشته شده در  شنبه بیستم بهمن 1386ساعت 16:44  توسط "کمیته تبلیغات"  | 

سرکچال
 

 

در روزهای پنجشنبه و جمعه ۱۸و۱۹ بهمن ۱۳۸۶ انجمن کوهنوردی دانشجویان دانشگاه تهران اقدام به برگزاری صعود به قله سرکچال نمود.

این برنامه که به سرپرستی هادی بهادری انجام شد ساعت ۵:۰۰ روز پنجشنبه از مقابل درب دانشکده فنی شروع شد و روز جمعه پس از صعود قله در ساعت ۲۰:۰۰ در همان نقطه به پایان رسید.

2 نوشته شده در  شنبه بیستم بهمن 1386ساعت 10:43  توسط "کمیته تبلیغات"  | 

اینم عکسهای بیستون

 

عکسها از:

گلریز فرمانی

فرانک پیر اصغری

مجتبی کیانی

اشکان رضوانی

2 نوشته شده در  یکشنبه چهاردهم بهمن 1386ساعت 20:25  توسط "کمیته تبلیغات"  | 

کلکچال به توچال
 

 

سرپرست :فائزه فلاح

مسئول فنی :اشکان رضوانی

راهنما مجتبی کیانی

 در روزهای پنجشنبه و جمعه ۱۱و۱۲ بهمن ۱۳۸۶ انجمن کوهنوردی دانشگاه تهران اقدام به برگزاری برنامه کلکچال به تو چال از مسیر قله لزون نمود.این برنامه که با حضور ۱۷ نفر از اعضای انجمن برگزار شد روز پنجشنبه ساعت ۶:۰۰ از مقابل پارک جمشیدیه آغاز شد.

تیم ساعت ۸:۳۰ به پناهگاه کلکچال رسید و پس از صرف صبحانه به سمت قله کلکچال به راه افتاد و از آنجاییکه اولین تیم  وارد منطقه شد برفکوبی سنگینی بعد از گردنه کلکچال داشتند.

ساعت ۱۳:۳۰ قله کلکچال صعود شد و با تراوس از زیر قله همجوار وارد دشت پیاز چال بین قله لزون و کلکچال شد و به علت باد شدید در ساعت۱۵:۰۰ تیم اقدام به برقراری کمپ در یک منطقه کاسه ای شکل که اطراف آن با نقاب های کوتاه پوشیده شده بود نمود.

کل شب در منطقه بارش شدید برف بوده و دمای هوا در حدود -۲۵ شب سردی را برای تیم رقم زد.

صبح روز بعد تیم در ساعت ۶:۰۰ به راه افتاد و به علت برف سنگین از همان ابتدای کار برفکوبی سنگینی به تیم تحمیل شد.در مسیر صعود قله لزون دست به سنگ پرشیبی نیز رد شد و در ساعت ۹:۰۰ قله لزون صعود شد.در قله لزون در حد ۵۰ کیلومتر بر ساعت باد می وزید تاحدی که افراد برای جلوگیری از زمین خوردن به سمت باد متمایل شده و حرکت خود را بروی یال آغاز کردند.هوا از این ساعت به بعد آفتابی بود و باد به شدت می وزید.پس از دو دست به سنگ دیگر در ساعت ۱۱:۳۰ تیم به روی یال        توچال قرار گرفت و در ساعت ۱۲:۳۰ کل اعضای تیم به قله رسیدند. 

به تصمیم سرپرست چهار تن از اعضای تیم با تله کابین به پایین بر گشتند و بقیه اعضای تیم از مسیر  دره اسون پایین رفتند.به علت لغزندگی بسیار شدید مسیر حرکت تیم کند بود و در نهایت در ساعت ۲۱:۰۰ کل تیم به میدان سربند رسیدند. 

2 نوشته شده در  شنبه سیزدهم بهمن 1386ساعت 14:29  توسط "کمیته تبلیغات"  | 

گزارش برنامه تیغه های دارآباد
در روزهای پنجشنبه -جمعه و شنبه ۲۷-۲۸و۲۹ دی ماه ۱۳۸۶ انجمن کوهنوردی دانشگاه تهران اقدام به برگزاری مجدد گذر از تیغه های دار آباد به سرپرستی علیرضا مومنی نمود.

این برنامه ساعت ۱۴:۰۰ از قهوه خانه ابتدای مسیر دارآباد آغاز شد و در ساعت ۱۲:۰۰ شب شنبه در پارک جمشیدیه با موفقیت به پایان رسید.

روز اول برنامه مختص به صعود تا قله دار آباد بود که با توجه به کوله های سنگین و برف عمیق در منطقه حدود پنج ساعت طول کشید .در طول مسیر علیرغم هوای سرد هوا ساکن بود و مشکل خاصی با سرما وجود نداشت.پس از برف آب کردن و صرف شام در محل جان پناه دار آباد سرپرست ساعت ۱۰:۰۰ را ساعت خاموشی و ساعت ۴:۰۰ صبح را ساعت بیدارباش اعلام کرد.

نکات روز اول

تاحد امکان کوله باید سبک باشد.پیشنهاد من یک تیم دو نفره با یک چادر حمله که بسیار سبک است همچنین تجهیزات سنگنوردی بسیار مختصر(یک حلقه طناب ۷ یا ۹ میلی متری)و طناب انفرادی ده متری -۴ عدد تراکم شماره متوسط(فقط در ۲ کارگاه استفاده شد)- بیسیم- کلاه ایمنی- ۸ عدد اسلینگ بلند- تسمه و پروسیک در مجموع ۸ عدد(۲/۱ متری یا یک متری)-تبر یخ ۱جفت- تونیک سبک-روی مسیر گرامپون نیاز نمی شود-غذای ۳ روز که در جاهای در دسترس کوله جاسازی شده است-شکلات نرم-۵/۱ لیتر آب و یک فلاسک حداکثر ۱لیتری آب جوش که توسط نبات یا عسل در حد زیادی شیرین شده باشد-جوراب خشک و جوراب پر-دستکش دو لایه قوی و یک جفت دستکش ۵ انگشتی مقاوم نیز برای درگیری با سنگ-بادگیر بالا و پایین با قابلیت تنفس(جلوگیری از سرد شدن در توقفات پشت کارگاه ها)-کت پر-به عینک طو فان نیاز نشد ولی عینک مورد استفاده حتما ضد مه باشد-کرم ضد آفتاب و...

 

روز دوم:

پس ازصرف صبحانه و پوشیدن تجهیزات ساعت ۶:۰۰ براه افتادیم .هوا ساکن و برف کوبی بسیار سنگین در حد ۱ متر وبرف پودری .تکه اول تیغه ها تا قله سیاهبند می باشد و تا آن نقطه فقط یک تکه نیاز به حمایت داشت.ساعت ۹:۰۰ به یک شکاف در تیغه رسیدیم که نیاز به فرود دارد و برای جلوگیری از فرود تصمیم به تراورس از چپ در یک شیب ۶۰ گرفتیم و بعد حدود ۴۵ دقیقه برفکوبی بسیار شدید مجددا به روی تیغه ها برگشتیم.(نکته:تاحد ممکن با فاصله از کنار تیغه ها و سنگ های بزرگ در تراورس های سمت چپ باید گذشت چون در بعضی جاه فضای خالی کنار سنگ بسیار عمیق و دردسر ساز بود)

ساعت۱۱:۰۰ به فنی ترین نقطه نیمه اول تیغه ها رسیدیم.یک گذر ۳۰ متری که هر دو طرف آن پرتگاه بود و  حفظ تعادل روی پاها تاحدی مشکل و بعضی جاها نیاز به گذر به روش چهار دست و پا داشت.علیرضا همه مسیر را سر طناب میرفت.ژیلا حقیقی و هادی بهادری در حمایت یو مار می رفتند و من هم  ته طناب رد می شدم.این تکه نزدیک ۴۰ دقیقه وقت گرفت و در ادامه تا قله سیاه بند نکته خاصی جز برفکوبی سنگین نداشت.ساعت ۱۴:۰۰ قله سیاه بند بودیم و برای گذر ار قله سیاه بند و رفتن روی تکه دوم تیغه ها یک تراورس از سمت راست روی شیب ۵۰ درجه ای داشتیم و تا ساعت ۱۵:۰۰ به یک محل گسترده جهت برقراری کمپ رسیدیم.با توجه به هوای خوبی که داشتیم با حوصله چادر زدیم و ساعت ۱۷:۰۰ تقریبا مستقر بودیم.ساعت ۲۱:۰ ساعت خاموشی و ۴:۰۰ بیدار باش مقرر شد.

نکات روز دوم

بر فکوبی سنگین-دم دست بودن تونیک بادگیر و کت پر-نیاز فراوان به مایعات شیرین و نمکی-حتما ناهار صرف شود  حتی در حال حرکت چون به انرژی آزاد شده شدیدا نیاز پیدا می شود خصوصا برای برفکوبی-کوله متعادل باشد و زیاد از بدن پهن تر نباشد-تماما با کلاه ایمنی حرکت شود -حتما یک جفت باتوم با گل برف بزرگ در تیم باشد-به گتر خوب و ضخیمی نیاز است چون موقع کمپینگ باز کردن گتر های یخ زده از اصلی ترین مشکلات بچه های ما بود ولی امکان پاره شدن گتر در روز دوم در درگیری های با تیغه وجود دارد -به روز نامه خشک زیادی نیاز دارید-حتما ظرف های آب خالی  آب شود و همان شب آب جوش آورده و حتی یک ظرف آب سرد اضافه هم برای مصرف چای صبحانه آماده در کیسه خواب گذاشته شود.

روز سوم فنی ترین روز برنامه 

پس از بیدار باش صرف صبحانه و بستن کوله و جمع کردن چادر در یک دمای حدودا -۱۵ براه افتادیم و بعد از یک ساعت برفکوبی بسیار سنگین تر از روز دوم به اولین تکه خطر ناک مسیر رسیدیم که قرار شد بدون حمایت رد شود که همزمان بود با روشن شدن هوا بسیار آرام و یکی یکی از مسیر رد می شدیم.یک گذر ۸ متری باریک (۲۵الی ۳۰ سانتی) با شیب ۸۰ در جه سمت راست و شیب ۷۰ درجه سمت چپ. با گذر از این نقطه علی تصمیم گرفت از سمت چپ تراورس کنیم که با عمق بسیار زیاد برف مواجه شدیم و مجددا مجبور شدیم تکه بعدی را از روی تیغه بریم که نیاز به حمایت داشت.کم عرض ترین تکه ای که با آن برخورد کرده بودیم شروع شد .ما اسم این تکه رو گذاشتیم قدم گاه علیرضا.چون واقعا برای سر طناب رفتن شجاعت به خرج می داد.کار گاهی که من روی آن علیرضا رو حمایت کردم واقعا کار گاه نبود.من خودم رو آماده کرده بودم که هر طرفی علیرضا پاندول شد من خودم رو طرف مخالفش روی تیغه ها بندازم که مانع رفتنش بشم.واقعا پاندول شدن از آنجا به بعد به معنی صدمه بسیار شدید به علت سایش شدید روی جداره خواهد بود و به علت برف شدید پودری که روی تیغه ها بود تسمه ما دور هیچ سنگی سوار نمی شد.تنها روش برگرداندن فرد پاندول شده هم به نظر من فلاشن زوگ می تواند باشد که آنهم نیاز به یک کارگاه قوی دارد.خوشبختانه هیچکس در این برنامه پاندول نشد.بعد از گذر از تکه اول به شیوه ای که ما اسمش رو گذاشته بودیم خرسواری یعنی یک پا سمت راست و پای بعدی سمت چپ تیغه علی یک تکه سنگین رو با کمک تبر رد کرد و خودش را به سختی با لای یک نقاب رساند و یک حمایت روی بدن هم از بالا برقرار کرد و هادی و ژیلا روی دو حمایت از بالا و پایین رد شدند و در نهایت من رفتم.

سخت ترین تکه کل برنامه را بعد از ۱۵ دقیقه برفکوبی مشاهده کردیم.ابتدا یک صعود سنگین  و بعد از آن ۳۵ متر خر سواری (اینجا باید مراقب گتر بود).علی پس از یک ساعت سر طناب رفتن بیسیم زد که حرکت کنید.لازم به ذکر است که برای اینکه علی به کارگاه برسد ما با یک گره دو سر طناب در دقیقه ۴۵ سر طنابش مجبور شدیم ۱۰ متر طناب اضافی از طناب دوم به طنابش اضافه کنیم .ساعت ۱۲:۰۰ بعد از دو ساعت انتظار در کارگاه ژیلا رسید و من راه افتادم.بعد از کلی دردسر وقتی به ابتدای خر سواری رسیدم دیدم چیزی که تا حالا صعود کردم چیزی  نبود.بعد از ۱۵ دقیقه رد شدم و چون کارگاه جا نداشت مجبور شدم به همان حالت روی تیغه بنشینم تا علی راه بیفتد.ژیلا و هادی هم اصلا جای خوبی نداشتند  و به همین خاطر کسی نمی توانست از تجهیزات کوله اش استفاده کند(قبل از این تکه دستکشهای دو لایه پوشیده شود).اسم این تکه رو هم گذاشتیم مسیر کرمانیها.

علی بی درنگ تکه بعدی را شروع رد و همزمان که ما در سایه قرار گرفتیم بی درنگ شروع کردیم به ویبره زدن.سر طنابی که علی رفت پس از یک برفکوبی به سمت بالا شروع شد که تیغه شیبدار با شیب۴۵ درجه و عرض ۲۰ سانتی متر و متاسفانه ۳۰سانتی متر برف پودری روی مسیر بود.این تکه سرطناب هم حدودا ۳۰ دقیقه طول کشید.ما کلیه حرکات ممکن برای گرم شدن رو میزدیم.(دستها در اینجا به خاطر دستکش ۵ انگشتی خیس به شدت آسیب پذیراست.در اینجا مزایای یک تیم کوچک کاملا مشهوداست.البته معایب تیم کوچک رو هم باید در نظر گرفت مثل ضعف در برفکوبی)با گذر این تکه خبر خوب علی این بود که ادامه مسیر حدود نیم ساعت تراورس تا انتهای تیغه ها خواهد بود.ولی وقتی که دست به سنگ تا پای تراورس رفتیم فهمیدیم ۱۲۰ سانتی متر برفکوبی در شیب ۵۰ در جه یعنی چه؟

در نهایت پس ار گذر از این تراورس نفس گیر ساعت ۱۷:۰۰ رو تیغه ها که دیگر نمی شد به علت پهنای زیاد آنها به آنها تیغه گفت رسیدیم و تقریبا اصل برنامه تمام شد.پس از یک استراحت ۱۵ دقیقه ای به سمت قله لزون براه افتادیم ودر ساعت ۱۸:۳۰ پس ار گذر از لزون به سمت کلکچال براه افتادیم و ساعت ۱۹:۳۰ پس از گذر از کلکچال در ساعت ۲۱:۰۰به پناهگاه کلک چال رسیدیم.پس از استراحت و صرف شام در ساعت ۲۲:۰۰ به سمت پایین براه افتادیم و راس ساعت ۲۴:۰۰ به پارک جمشیدیه رسیدم.فقط در این تکه به خاطر یخ زدگی مسیر از گرامپون استفاده شد.آقای حسین زمانیان که دو هفته پیش تیغه ها را رد کرده بود در پارک جمشیدیه با ماشین منتظر ما بود و این لطف ایشان فراموش نشدنی است.همچنین از اشکان رضوانی و کلیه دوستانی که مسئولیت پشتیبانی این برنامه را به عهده گرفتند تشکر می کنم.

کیانی

2 نوشته شده در  شنبه ششم بهمن 1386ساعت 19:15  توسط "کمیته تبلیغات"  | 

تیغه های دار آباد

 

 

2 نوشته شده در  شنبه ششم بهمن 1386ساعت 17:9  توسط "کمیته تبلیغات"  | 

عکسهایی از برنامه های اجرا شده انجمن

 

کهار

تمرین کمپینگ زمستانه و صعود به قله ساکا

آبک

پلنگ چال

 

 

 

2 نوشته شده در  شنبه ششم بهمن 1386ساعت 17:2  توسط "کمیته تبلیغات"  |